X
تبلیغات
دیدگاه

دیدگاه

جایی برای نوشتن

دل کندن

 

دل کندن

وبازم سلام!

اول اینکه ببخشیدهنوزوقت نکردم قالب وبلاگموسروسامون بدم..

حتمابرای شماهم اتفاق افتاده وقتی چیزی براتون باارزشه وازدست دادنش باعث ناراحتی میشه

امابعضی وقتاازدست دادن یه چیزایی باعث بدست آوردن چیزای بهتری میشه

اماآیاآسونه که بتونیم اینکاروانجام بدیم؟

به نظرمن که اگریادبگیریم چیزی راکه داریم براحتی ازش دل بکنیم البته برای بدست آوردن چیزای بهتر،اونوقت میتونیم یادبگیریم که توی زندگی چطورپیشرفت کنیم..

من تونستم باکلی کلنجارازچیزی که خیلی بهش وابسته بودم دل بکنم به امیدبدست آوردن جایگزینی بهتر والان گرچه بخاطردیردل کندن سودکمتری نصیبم شداماهمین که شروع کردم برام باارزشه!

واما"کامو"!

تاسوعاوعاشورای خوبی بودباعزاداریهای معمول،اماامسال یک تفاوت  بارزباسالهای قبل داشت اونم برفی بودکه به قول قدیمیاکمترسابقه داشته اینوقت سال برفی به این اندازه بیاد!شایدم بخاطرگلی بودکه من کاشتم..!!

ولایت مایاهمون "کامو"ی دوست داشتنی!حقیقتاچهارفصلش متمایزه وباتمام وجودمیشه چهارفصل سال راحس کرد

وقتی دربهارپس ازآب شدن برفهادرکوهساران، دشتهاوصحراهای ولایتم پرازسرسبزی وطراوت میشن وبوی خوش گل محمدی وگلاب وانواع عرقیات سنتی مشام هررهگذری رانوازش میده! 

موسمی که تابستون خنک ودلپذیرش بااقسام محصولات درختی وزمینی دهن هربیننده ای راآب میندازه!وسرسبزیش چشمهای هرنظاره گری رانوازش میده!

هنگامی که پاییززردش برگهای خشک درختان راهمچون موسیقی زیرپای عابران به صدادرمیاره!

زمانی که تمام زمینهای ولایتم ازبرف سپیداستتارمیشه!شب نشینیها!زیرکرسیها(که دیگه کمتراثری ازش بجامونده)!خوردن انواع شب چره بخصوص "حلالی"!!

به وضوح میشه به قدرت الهی پی برد...

اماولایت منم مثل خیلی ازجاهای دیگه دچارمشکلاتیه که امیدواریم درآینده ای که خیلی دورنباشه این مشکلات هم مرتفع بشه

عکسهای خوبی ازمراسم عزادراری وبرف!کاموگرفتم که به موقع همراه بامراسم خاص وسنتی "کامو"برای استفاده شماهمین جامیذارم!البته داریم باهمکاری دوستان غیرکامویی!یه سایت پرمحتواراه!میندازیم که بتونیم به نحوشایسته ای کامورابه مخاطب معرفی کنیم..اونوقته که دلتون پرمیزنه برای کامو!

بگذریم!البته این روزابازم یکی ازتیرام به سنگ نزدیک شده!دعاکنیدبه سنگ نخوره!وبه قول کسی که خیلی براش احترام قائلم:

...وهمین!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1391ساعت 18:51  توسط حسنعلی بزرگیان  | 

غم زینب..

غم زینب

به نام الله

و،زنی محوتماشاست زبالای بلندی،الف قامت اودال وهمه هستی اودرکف گودال

السلام علیک یااباعبدالله وعلی الارواح التی حلت بفنائک...

وبازآمدماه خون وقیام دربرابرخلافت ناحق،ماه امربه معروف ونهی ازمنکروماه تسلیم نشدن دربرابرزروزور...

محرم وصفرزمان بالیدن است نه نالیدن،تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن

نمادشعورمذهب است نه شورمذهب

منتظران مهدی(ع) به هوش باشیدمبادامانندمنتظران حسین(ع) باشید...

قدراین ایام رابدانیم وزیارت عاشورارابسیاربخوانیم،درعظمت این ایام همین بس که امام راحلمان فرمودند: "این محرم وصفراست که اسلام رازنده نگهداشته است."

الهی!بصیرمان گردان.آمین...

التماس دعاوهمین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1391ساعت 19:56  توسط حسنعلی بزرگیان  | 

قضاوت عجولانه!

به نام الله

قضاوت عجولانه!

سلام

بمونیدمن هستم!

این دومین مطلب پس ازافتتاح وبلاگم توسط استادمسعوده!ببخشیداستادبصیری!اینوگفتم چون عمومااستادبه اضافه اسم خاص به مشاغل تجربی اطلاق میشدکه هنوزم رایجه مثل استادحسن(بنا)یااستادمحمد(گیوه دوز)!یااستادعلی(لحافدوز)!که درزبان عامیانه اوستاهم بکاربرده میشه!

امااستاد+اسم فامیل به اساتیدعلمی گفته میشدکه درحال حاضرهم همینطوره.مثل استادمطهری یااساتیددانشگاهی که البته اساتیددانشگاهی عرف شده وگرنه به هرکسی که دردانشگاه تدریس میکنه استادگفته نمیشه.لازم به توضیحه رده های علمی دردانشگاه ازمربی شروع شده به استادیاری میرسه وپس ازدوره دانشیاری به استادی ختم میشه که به استادی کامل پروفسوری هم اطلاق میشه.

حالاایشون سوادآکادمیک داره ضمن اینکه درزمینه خبرنگاری وفضای سایبرهم مقبول دوستان وهمکارانه!تااونجائیکه تابحال پایه گذارچندین سایت معتبربوده که آخریش افکارنیوزه!خیلی بزرگش کردیم!خودتون قضاوت کنیداستادبصیری مناسبتره یااستادمسعود؟!یااصلابخاطرعلم وتجربش بهش بگیم استادمسعودبصیری؟!!

بگذریم،امروزداشتم فکرمیکردم چی بنویسم که هم خداراخوش بیادهم خودم.درهمین موقع گوشی موبایلم(همون تلفن همراه)صدای پیامکش دراومد.نگاه کردم باعلامت تعجب مرقوم شده بود:علیک سلام!

کمی تعجب کردم اماوقتی به قول خبرنگارابه پیشینه پیامک نگاه کردم متوجه شدم شب گذشته به یکی ازدوستان سلام کرده وشب بخیرگفته بودم که الان بعدازشانزده ساعت جواب داده.

پس ازکمی کنکاش فهمیدم دیشب قبل ازپیامک من تصادف کرده بوده...

همیشه قبل ازهراقدامی یاهرذهنیتی به عوامل موضوعی که به مامربوط میشه بپردازیم،شایدهمه چیزبه گونه ای دیگرورق بخوره.شایدبجای موضع طلبکارانه بدهکارباشیم...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1391ساعت 15:44  توسط حسنعلی بزرگیان  | 

خشت اول!

به نام الله

سلام

این اولین پست من است در وبلاگم

باید از دوستم مسعود بصیری که برای راه اندازی آن به من کمک کرد تشکر کنم.انصافا  او همیشه در این امور و اساسا فضای سایبر از من جلوتر بوده است. البته او در امر فضای مجازی کلا از خیلی ها جلوتر است و این موهبتی است.

الغرض

قرار است در این وبلاگ هر چه می خواهم بنویسم اما انصفا هرچه آدم دلش خواست نمی تواند بنویسد ولی مشکل اصلی این است که ما آنچه را که باید بنویسیم هم نم ینویسیم.

درد ما حرف نزدن نیست بلکه درست حرف زدن است

مدعی درست حرف زدن نیستم اما تلاش می کنم برخی حرفهای درست را خوب بشنوم و برخی از آنها را بنویسم که اگر هم اشتباهی داشت به داوری شما خواهد نشست . انشاالله

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1391ساعت 20:22  توسط حسنعلی بزرگیان  |